تلاشها به خاطر كمبود يا فقدان مطلق ارتباطات جنبهٴ محلي داشت و نميتوانست چندان دور برود. در اين زمينه، امتياز زيادي داريم، ولي بايد بهاي اين مزايا را بپردازم. امروز اغلب مردم ميگويند كه جهان بسيار كوچك شده است، چون در مدت كوتاهي، ميتوانيم از يك سوي آن به سوي ديگرش پرواز كنيم. اين شيوهٴ روايي براي نگاه كردن به آن است، ولي شيوهٴ روايي ديگر بيدرنگ به ما خواهد گفت كه جهان، بسيار بزرگتر از سدههاي ميانه شده است. انسان سدههاي ميانه، جز از آنچه در يك قلمرو بسيار كوچك رخ ميداد آگاه نميشد؛ وقتي سرانجام، خبرهاي دوردست به او ميرسيد آنقدر كهنه شده بود كه كمتر او را پريشان ميساخت. حال، برعكس ميتوانيم آنچه را كه در هر گوشه از كرهٴ خاكي ما روي ميدهد، بيدرنگ بدانيم، اين بدان معناست كه رنجهاي ما هرگز پايان نميگيرد چون سبب شده است تا هر بدبختي انساني را در هر جا كه روي دهد احساس كنيم. از اين رو، مسئلههاي اجتماعي، كه بايد حل كنيم دشوارتر است؛ اين كافي نيست كه دردهاي خودمان يا همسايگان نزديكمان را چاره كنيم، تا وقتي كه سراسر جهان در آرامش نباشد، آرامش واقعي نخواهيم داشت. اين وظيفهٴ بزرگي است، وظيفهاي تقريباً فوق بشري كه بايد ايفا شود، ميتواند ايفا شود و ايفا خواهد شد.
5. موضوع مورد بحث: علم و آموزش
گرچه فرض بر اين است كه خوانندهٴ اين مجلد به طوركلي از موضوع آن آگاه است، جا دارد آن را به روشني بيان كنيم تا بداند ميتواند دقيقاً انتظار يافتن چه چيزي را در آن بايد داشته باشد يا نبايد داشته باشد.
علم، يعني آگاهيهاي مثبت يا تحصّلي سامانمند، و با فلسفه و كلام متفاوت است، با اين حال جدا كردن آنها در سدهٴ چهاردهم، هميشه آسان نيست. بهعلاوه، تقريباً هر فيلسوف يا متكلّمي ناچار ميشد به بحث از موضوعهاي علمي بپردازد؛ گاه، او قادر بود آن مسئلهها را روشن كند و اگر قادر به حلشان نبود، دست كم به حلشان نزديكتر ميشد. در آن روزگار، كسي را عالم يا متبحر ميدانستند كه ميتوانست در موضوعاتي بحث كند، از قبيل نامحدود بودن (در برابر محدوديت) و كثرت (يا وحدت) عالم، واقعيت (يا عدم واقعيت) كلّيات، رابطهٴ ميان اقنومهاي سهگانه؛ امروز اگر از موضوعهايي همچون عمر، اندازه، جرم و چرخش كهكشان، تعداد و اندازهٴ سحابيهاي برون كهكشاني، دماي خورشيد و ستارگان ديگر، انبساط گيتي، انحناي فضا و طول شعاع خمش آن، ميانگين چگالي ماده در فضا و امثال آن سخن بگويد، ژرفكاو تلقي ميشود.
بحثهاي جديد براساس مشاهدههاي معيني است، ولي به هيچ روي فارغ از تأملات نظري